تبلیغات
my little pony - داستان جدید : جنگ بی پایان
Instead of success in a base I hate, I prefer to loose in a base I enjoy

داستان جدید : جنگ بی پایان

سه شنبه 28 دی 1395 08:13 ب.ظ

джн”дѕе : ♥ Moon Magic ♥
سلام
باز منم
من یه داستان
دارم به نام :
جنگ بی پایان
واسه خوندن برو ادامه
یه روز افتابی در کنترلایت :
- نههه مثل من هماهنگ ... دوباره شروع میکنیم 1 و 2 و3
تق تق
- کیه در میزنه ؟
-منم هویج رعنا از باغ پونی بابا منم لونا
کادانس : اوه بیا تو ... اممم عصبانی به نظر میرسی ؟
لونا : من ... عصبانی ... تو خل شدیییییی ؟
کادانس: نه راستش ...
لونا : خب ساکت شوووووووووو
کادانس : سر من داد نزن
بعد با شاخ هاشون همو زخمی کردن ...
5 ساعت بعد ...
سلستیا : لونا بیریخته بیا ... لونا بیا دیگهه لونااااااااااااا -_-
سلستیا میره وی کادانس و لونا رو در بد ترین شکل میبینه
با جادوی شاخش میبینه چه خبره
بعد خوبشون میکنه و
روز بعد ...
کادانس : شروع
لااااااااااااااااا
خوش اومدی پرنسس
به شهر زیبای ما
امیدواریم باشی شاد
لبخند داشت...
توای : باشه حالا با این اهنگتون ...
کاادانس : هیییییی با اهنگ من چه مشکلی داری توایلایت زشته
توای : هیسسسسسسس منکه واسم خوب نبود اهنگت
توای و کادانس با هم جنگیدن و ...
یک سال بعد در پونی ویل ...
- مامان داری چی میگی ؟
کادانس : هیچی فلوری هارت عزیزم ^_^
اما در دلش ...
اهای توایلایت یه روز انتقام میگیرم و
میکشمت -_________________-




ادامه دارد
اوایلش جنگی نیستا
از قسمت 4 لذت جنگ میاد وست





дў—«  ѕж” «д Рбг: خوبه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 «—нќ «—”«б: سه شنبه 28 دی 1395 09:07 ب.ظ